مرتضى مطهرى

37

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

شهرهاى كوچكتر محسوب مىشوند ، آيات محكم نيز مرجع آيات متشابه به حساب مىآيند . آيات متشابه براى فهميدن و تدبر كردن هستند ، اما در آنها بايد به كمك آيات محكم تدبر كرد . بدون كمك آيات مادر ، آنچه كه از آيات متشابه اخذ شود درست و معتبر نخواهد بود . آيا قرآن شناختنى است ؟ در تحليل و شناخت محتواى قرآن نخستين سؤالى كه مطرح مىشود اين است كه آيا اساساً قرآن قابل شناخت و بررسى هست ؟ آيا مىتوان در مطالب و مسائل قرآن تفكر و تدبر كرد يا آنكه اين كتاب اساساً براى شناختن عرضه نشده بلكه صرفاً براى تلاوت و قرائت و يا براى ثواب بردن و تبرك و تيمن است ؟ ممكن است به ذهن خطور كند كه اين سؤال موردى ندارد زيرا در اين جهت كه قرآن كتابى براى شناخت است كسى ترديد نمىكند . اما نظر به اينكه در دنياى اسلام به علل مختلف جريانهاى نامطلوبى در موضوع شناخت قرآن پيش آمد كه در انحطاط مسلمين تأثير بسزايى داشته است و متأسفانه هنوز هم ريشه‌هاى آن افكار منحط و خطرناك در جامعهء ما وجود دارد ، لازم مىدانيم كمى در اين باره توضيح بدهيم . در ميان علماى شيعه در سه چهار قرن پيش افرادى پيدا شدند كه معتقد بودند قرآن حجت نيست . اينها از ميان منابع چهارگانهء فقه كه از طرف علماى اسلام به عنوان معيار شناخت مسائل اسلامى عرضه شده بود يعنى قرآن و سنت و عقل و اجماع ، سه منبع را قبول نداشتند . در مورد اجماع مىگفتند اين رسم سنىهاست و نمىتوان از آن تبعيت كرد . در خصوص عقل مىگفتند با اين همه خطاى عقل اعتماد به آن جايز نيست . اما در مورد قرآن محترمانه ادعا مىكردند كه قرآن بزرگتر از آن است كه ما آدمهاى حقير بتوانيم آن را مطالعه كنيم و در آن بينديشيم ؛ فقط پيامبر و ائمه حق دارند در آيات قرآن غور كنند ، ما فقط حق تلاوت آيات را داريم . اين گروه همان اخباريّين هستند . اخباريين تنها مراجعه به اخبار و احاديث را جايز مىدانستند . شايد تعجب كنيد اگر بدانيد در بعضى از تفاسيرى كه توسط اين افراد نوشته شد ، در ذيل هر آيه اگر حديثى بود آن را ذكر مىكردند و اگر حديثى وجود نداشت از ذكر آيه خوددارى مىكردند آن طور كه گويى اصلًا آن آيه از قرآن نيست .